تحلیلگر مسائل اروپا با اشاره به اینکه دولتهای اروپایی در حال حاضر به شکل رسمیتر و آشکارتری اقداماتی را علیه ایران انجام میدهند؛ گفت: فرسایشی شدن قدرت نرم اتحادیه اروپا آنها را وادار کرده است که برای حفظ حداقلهای امنیتی خود، بهخصوص در مقابله با روسیه در جنگ اوکراین، همراهی بیشتری با آمریکا داشته باشند.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، تبعیت از آمریکا حتی به قیمت نادیده گرفتن قوانین داخلی، هویت و قدرت هنجاری، گزینهای است که اتحادیه اروپا مدتهاست آن را انتخاب کرده و از اینروست که هر زمان واشنگتن برای اعمال قدرت خود نیازمند موضعگیری آن باشد، وارد میدان شده و در کنار آمریکا میایستند. تازهترین نسخه این تبعیت، حمایت از کارزار اقتصادی است که آمریکا در میانه جنگ با ایران، علیه تهران به راه انداخته است. کمیسیون اروپا با صدور بیانیهای در حاشیه نشست وزیران دارایی و روسای بانکهای مرکزی کشورهای عضو گروه ۲۰ در اشویل به میزبانی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا تصریح کرد: «اتحادیه اروپا از تلاشها در جهت اطمینان از توقف اقدامات بیثباتکننده ایران و تعامل آن در مذاکرات صلح با حسن نیت، از جمله از طریق فشارهای اقتصادی اقتصادی اضافی مانند عملیات طرد اقتصادی به رهبری ایالات متحده، استقبال میکند».
از سوی دیگر تروئیکای اروپایی درحال تدوین و تصویب قطعنامهای در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستند تا پرونده هستهای ایران را بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهند. رویکردی که با توجه به شرایط حاکم بر منطقه و جهان هیچ نشانهای از تدبیر و عقلانیت در آن دیده نمیشود.
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به این رفتار اروپاییهای تاکید میکند که «سه کشور اروپایی خودشان را بیاعتبار میکنند، آنها قبلاً این مسیر را رفته و دیدهاند که چه پاداشی از طرف آمریکا گرفتهاند؛ تحقیر شدند، به حاشیه رانده شدند و در عین حال موجب پیچیدهتر شدن موضوعات مرتبط با پرونده هستهای ایران شدند.»
سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران همچنین درباره حمایت اروپا از تحریمها علیه ایران یادآور میشود که طبق مقررات خود اروپا، تبعیت از تحریمهای ثانویه آمریکا ممنوع است. بر اساس مقررات موسوم به اساسنامه انسداد (Blocking Statute)، شرکتهای اروپایی مجاز نیستند از این تحریمها تبعیت کنند و دولتهای اروپایی موظف هستند از شرکتهای خود در برابر تحریمهای آمریکا حمایت کنند. بیانیه اتحادیه اروپا قطعاً ناقض حقوق بینالملل و همچنین حاکمیت و استقلال خود آنهاست. اگر اتحادیه اروپا برای اعتبار، حاکمیت، استقلال، منافع ملی و منافع اقتصادی خود ارزش قائل باشد، قطعاً نباید از جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران تبعیت کند.
چرایی این تبعیت اما موضوعی است که درباره دلایل، ریشهها و تبعات آن با «مرتضی مکی» تحلیلگر مسائل اروپا به گفتوگو پرداختیم. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
اتحادیه اروپا در هفتههای اخیر رویکرد خصمانهتری در قبال ایران در پیش گرفته، هم در زمینه همکاری با آمریکا در تحریمها علیه ایران و هم در تلاش برای صدور قطعنامه علیه و ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت. درباره دلایل این رویکرد کشورهای اروپایی در این مقطع چه تحلیلی میتوان داشت؟
اگر بخواهیم ریشههای تاریخی رویکرد خصمانه اروپاییها در قبال ایران را بررسی کنیم، باید گفت این رویکرد خصمانه از آغاز انقلاب اسلامی وجود داشته است. عملاً دولتهای اروپایی اصلیترین حامیان رژیم سابق بودند و بعد از انقلاب نیز برخی از این کشورها به پایگاه گروههای ضدانقلاب تبدیل شدند؛ گروههایی که هریک به نحوی با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران مخالفت میکردند. اما اروپاییها با توجه به سیاست عملگرایانهای که داشتند، همواره تلاش کردند که با وجود روابط خصمانهشان در قبال ایران، واقعیت جمهوری اسلامی ایران را بپذیرند و در این چارچوب، طی چند دهه روابط پر فراز و نشیبی با ایران داشتند.
در خصوص برنامه هستهای ایران، تروئیکای اروپایی در ابتدا تلاش کرد، گفتوگوهایی با ایران شکل داده و در عمل به یک توافق و تفاهم درباره برنامه هستهای دست پیدا کند که در قالب تفاهمنامه سعدآباد در سال ۱۳۸۲ اتفاق افتاد. با طولانی شدن مذاکرات هستهای، با توجه به اینکه شرایط برای دستیابی به یک توافقنامه در دهه ۸۰ فراهم نشد، شاهد شکلگیری یک رویکرد خصمانه و صدور شش قطعنامه علیه ایران بودیم. در برهه پس از قطعنامهها اما با توجه به تحولات سیاسی که در ایران شکل گرفت، اروپاییها تلاش کردند، در قالب ۵+۱ نقش میانجی در خصوص برنامه هستهای ایران ایفا کنند که به توافق برجام انجامید.
دولتهای اروپایی با توجه به طولانی شدن شرایط جنگی و تلاشهایی که آمریکا برای بینالمللی کردن بحران تنگه هرمز انجام میدهد، به شکل رسمیتر و آشکارتری اقداماتی را علیه ایران انجام میدهند.
تروئیکای اروپایی پس از خروج آمریکا از این توافقنامه نیز تلاش کردند همچنان نقش گذشته خود را در قبال ایران، یعنی نقشی مثبت و فعال حفظ کنند، وعدههای اقتصادی داده شد و تلاشهایی برای حفظ برجام صورت گرفت. در دولت اول ترامپ با وجود تلاشها برای نابودی برجام، اروپاییها در دو مورد در شورای امنیت سازمان ملل متحد، مقابل استفاده آمریکا از قطعنامهها و فشار بر جمهوری اسلامی ایران، ایستادند و آنها را خنثی کردند.
پس از حمله روسیه به اوکراین و تحولات پاییز ۱۴۰۱ اما روابط اروپاییها با ایران خصمانه شد و آنها تلاش کردند فشارهای سیاسی و اقتصادی به ایران تحمیل کنند. با قرار دادن ایران در کنار روسیه، تهران را به منزله دشمن با اروپا تلقی کردند و عملاً در کنار آمریکا در جهت فشار سیاسی و اقتصادی و تهدید نظامی ایستادند. در دولت بایدن، تلاشهایی از سوی خود دولت آمریکا صورت گرفته بود که به نوعی برجام را احیا کنند که در آن مقطع اروپاییها بیشتر نقش منفی را بازی کردند. اما دولت دوم ترامپ عملاً اروپاییها در پرونده برنامه صلحآمیز هستهای ایران در کنار آمریکا قرار داد و آن نقش واسطهگرایانهای که در قالب گروه ۵+۱ با ایران داشتند، کنار گذاشته شد. فعال کردن مکانیسم اسنپبک نیز یک حرکت خصمانه بزرگ علیه ایران بود که از سوی اروپاییها صورت گرفت و تقریبا به مرگ توافقنامه برجام انجامید.
پس از حمله آمریکا به جمهوری اسلامی ایران نیز، اروپاییها، (بهخصوص در جنگ ۱۲ روزه) اگرچه تلاش کردند باز هم نقش میانجیگری را برای پایان دادن به این جنگ ایفا کنند اما دیگر فاقد آن کنشگری فعال و اعتبار لازم برای ایفای چنین نقشی بودند. با وجود اینکه آقای عراقچی به اروپا سفر کرد و گفتوگوهایی با سه وزیر خارجه اروپا داشت اما عملاً این مسئله موجب نشد اروپاییها بتوانند نقش واسطه و مثبتی را میان ایران و آمریکا ایفا و تنش را مدیریت کنند و عملا با توجه به جریانهای ضدایرانی که در پایتختهای اروپایی وجود داشت و نفوذ لابی صهیونیست، کشورهای اروپایی در کنار آمریکا ایستادند. در جنگ ۴۰ روزه اروپاییها باز تلاش کردند نقش مستقیمی در حمله به ایران ایفا نکنند و از لحاظ سیاست اعلامی خود همچنان بگویند که از مذاکره حمایت میکنند و مخالف جنگ هستند اما اظهارات دبیرکل ناتو در خصوص همراهی و همسویی اروپاییها در حملات، بهخوبی نشان داد که پایگاههای آمریکایی در کشورهای اروپایی، سکویی برای حمله به ایران بودهاند.
حتی ایتالیا که در سیاست اعلامی خود بهشدت با اقدام آمریکا علیه ایران مخالفت کرده بود، گفته شد که نزدیک به ۵۰۰ پرواز از پایگاههای آمریکا در ایتالیا در حمله به ایران مشارکت داشتند. البته گفته شده که حملات مستقیم نبوده و نقش این پایگاهها در جهت اقدامات پشتیبانی بوده است ولی به هر حال، بدون اقدامات پشتیبانی، هواپیماهای آمریکایی امکان حمله به ایران را نداشتند.
میتوان گفت که تقریباً دولتهای اروپایی در حمله به ایران با آمریکا مشارکت مستقیم داشتند. در حال حاضر هم شاهد هستیم که دولتهای اروپایی با توجه به طولانی شدن شرایط جنگی و تلاشهایی که آمریکا برای بینالمللی کردن بحران تنگه هرمز انجام میدهد، به شکل رسمیتر و آشکارتری اقداماتی را علیه ایران انجام میدهند که آخرین تلاش آنها را میتوان در صدور قطعنامه در شورای حکام آژانس علیه ایران مشاهده کرد.
اتحادیه اروپا در حالی از تحریمها اقتصادی علیه ایران حمایت میکند که این تحریمها با قوانین داخلی خود آنها هم در تناقض است. ایران معتقد است این رفتار اروپا تبعیت چشمبسته از آمریکاست اما نتیجه آن لزوما به نفع بروکسل نخواهد بود. چرا اروپا تا این میزان تابع خواستهها و فشارهای آمریکاست؟
حمله روسیه به اوکراین معادلات سیاسی و امنیتی در اروپا را به هم ریخت. اروپا پس از جنگ جهانی دوم نزدیک به ۸۰ سال تحت پوشش ناتو قرار داشت و بهشدت به چتر امنیتی آمریکا در اروپا وابسته بودند، در حدی که تلاشهایی از سوی برخی دولتها مانند فرانسه، برای تشکیل یک پیمان امنیتی مستقل اروپایی انجام شده بود، تحت تأثیر همین وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا قرار گرفتند و تمام تلاشها و حرکتهایی که پاریس طی چند دهه گذشته برای استقلال امنیتی انجام داده بود، نافرجام باقی ماند. جنگ روسیه و اوکراین باعث شد که عملاً اروپاییها با یک خلأ مواجه شوند. آن استراتژی و قدرت نرمی که تا پیش از حمله روسیه به اوکراین به آن اتکا داشتند و تصور میکردند از طریق این استراتژی و قدرت میتوانند روسیه را تحت کنترل و مدیریت قرار دهند، با آغاز جنگ تغییر کرد. با وجود اینکه حجم معاملات تجاری و اقتصادی اروپا و روسیه پیش از جنگ به ۳۷۰ میلیارد دلار رسیده بود، جنگ نشان داد که اروپاییها برای مواجهه با روسیه در اوکراین چارهای جز ایجاد وابستگی بیشتر به آمریکا نداشتند و عملاً امکانات لازم برای کمک به اوکراین را نداشتند و بهشدت، هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ نظامی، به آمریکا نیاز داشتند.
آنچه در حال حاضر شاهد آن هستیم، نوعی تناقض در ادعاهای اروپا به عنوان قدرت هنجاری جهان با رفتارش در قبال موضوعات حقوق بشری و تحریمهاست. اتحادیه اروپا به چه قیمتی در حال از دست دادن این نقش خود است؟ آیا تخاصم با ایران میتواند راه گریز این اتحادیه از افول باشد؟
اروپاییها، با توجه به اینکه بهشدت در جنگ اوکراین به آمریکا وابسته شدهاند و بدون آمریکا امکان تداوم مواجهه با روسیه در اوکراین را ندارند، به شکلی پنهان و آشکار، نسبت به گذشته با آمریکا همسویی و همکاری بیشتری در جهت فشار سیاسی و اقتصادی به ایران همراهی میکنند. اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا نیز چندی پیش اعلام کرد که اروپاییها در مسیر تقویت و تنگتر کردن محاصره علیه ایران با واشنگتن همراهی میکنند.
بسیاری از معادلات و محاسباتی که پیش از جنگ ۱۲روزه و به ویژه ۴۰ روزه، میان ایران، اعراب و آمریکا وجود داشت، از بین رفت و این از بین رفتن مرزبندیها و ملاحظات، اروپاییها را مجبور به همراهی با آمریکا کرد.
مجموع این مسائل باعث شده است که دولتهای اروپایی کنشگری خود در بسیاری از نقاط دنیا را از دست بدهند و قدرت نرمشان بهشدت دچار فرسایش شود. بهخصوص نوع حمایتهایی که اروپاییها از اسرائیل در جریان جنگ غزه کردند، بهشدت جایگاه و موقعیت اروپاییها در منطقه خاورمیانه را متزلزل کرد. دیگر نمیتوانستند آن نقش واسطه و میانجی میان اعراب و اسرائیل را بازی کنند؛ نقشی که به آنها این توانایی را میداد که به هر حال، در ظاهرهم شده نشان دهند ابزارهای فشار اقتصادی و سیاسی برای پیشبرد اهداف خود در منطقه خاورمیانه دارند. این مسئله باعث شد که اروپاییها عملاً موقعیت خود را در عرصه منطقه خاورمیانه از دست بدهند. این موضوع در دیگر کشورها هم تکرار شد، برای مثال فرانسه مناسبات و روابطی طی چند سال گذشته با کشورهای آفریقایی داشت اما مجبور شد تمام پایگاههای نظامی خود را در این قاره ببندد و این موضوع نشان داد که به هر حال کشوری مثل فرانسه، که بزرگترین قدرت نظامی اروپا در کنار انگلیس است، دیگر نمیتواند حتی در حوزه نفوذ سنتی خود در آفریقا کنشگری فعال داشته باشد.
منطقه خاورمیانه که محاسبات پیچیدهتری نسبت به آفریقا دارد، طبیعتاً شرایط دشوارتری برای اروپا ایجاد میکند. به همین دلیل، فرسایشی شدن قدرت نرم اتحادیه اروپا آنها را وادار کرده است که برای حفظ حداقلهای امنیتی خود، بهخصوص در مقابله با روسیه و جنگ اوکراین، همراهی بیشتری با آمریکا داشته باشند. در منطقه خلیج فارس، این مسئله پیچیدهتر هم شد چون اروپاییهایی خود را در قبال دولتهای عربی خلیجفارس هم متعهد میدانند. بسیاری از معادلات و محاسباتی که پیش از جنگ ۱۲روزه و به ویژه ۴۰ روزه، میان ایران، اعراب و آمریکا وجود داشت، از بین رفت و این از بین رفتن مرزبندیها و ملاحظات، اروپاییها را مجبور به همراهی با آمریکا کرد. البته نباید این مسئله را نادیده گرفت که از لحاظ فلسفی و ایدوئولژیک نیز اروپاییها با جمهوری اسلامی ایران دارای چالشهای عمیقی هستند که دلیل مکملی است که بیشتر آنها را به سمت آمریکاییها در جهت اعمال فشار سیاسی-اقتصادی سوق میدهد.
در نهایت با چنین رفتارهایی، آینده روابط ایران با این اتحادیه چه خواهد بود؟ آیا راه بازگشتی برای بروکسل قابل تصور است؟
برای پاسخ به این سوال باید اول چند گزاره را بپذیریم. واقعیت آن است که اروپا با وجود همه ضعف و فرسایش قدرت در چند سال گذشته، همچنان از قدرت اقتصادی و سیاسی قابل توجهی در جهان برخوردار است و این قدرت، در حد و اندازه خود، میتواند در بسیاری از حوزهها تأثیرگذار باشد. این دوره جنگ خواهد گذشت و ما از این دوره نیز خارج خواهیم شد و در نهایت باید به سمتی از همکاریها و توافقات منطقهای و جهانی حرکت کنیم. شکل این همکاریها را تحولات این روزها و هفتههای آینده تبیین خواهد کرد. به هر حال، اروپا در حال حاضر در کنار آمریکا ایستاده و رابطه خصمانه با جمهوری اسلامی ایران دارد؛ ولی در مقایسه با آمریکاییها، همچنان کشورهایی در اتحادیه اروپا هستند که در روند تصمیمسازیها اثرگذارند. ایران باید سطح گفتوگو و روابط خود را با این کشورها تا حدی حفظ کند و به سمت روابطی متوازن و مثبتتری برای همکاری با اروپا حرکت کند. منافع تهران ایجاب میکند که در روابط با قدرتهای بزرگ مانند چین، روسیه، آمریکا و اروپا به توازن دست پیدا کند؛ چراکه این رابطه میتواند تأمینکننده منافع و امنیت ملی ما باشد. اینها گزارههای اصلی هستند که در خصوص چشمانداز روابط ایران و اروپا مدنظر قرار دارد.
واقعیت دیگر این است که دیپلماسی تعطیلبردار نیست؛ چه در دوره جنگ و چه در دوره صلح. اروپاییها نیز در حد و اندازه خودشان میتوانند در حلقه کشورهایی قرار بگیرند که ایران میتواند برای برقراری روابط با نهادهای عمومی و دولتهای آنها تلاش کند. افکار عمومی اروپا بهشدت ضد جنگ هستند و دولتهای اروپایی نیز بهشدت تحت فشار افکار عمومی کشورهای خود قرار دارند. شرایط اقتصادی و سیاسی در کشورهای اروپایی نیز شرایط خوبی نیست و دولتهای اروپایی با چالشهایی مواجه هستند.
اینها متغیرهایی هستند که به ایران کمک میکنند تا با جریانهای سیاسی کشورهای اروپایی که مخالف جنگ و مخالف سیاستهای آمریکا هستند، ارتباطاتی برقرار کند. این ارتباط صرفاً میتواند در قالب دیپلماسی عمومی باشد که از طریق آن بتوانیم به نوعی تأثیرگذاری لازم را در سطح افکار عمومی این کشورها داشته باشیم تا عملاً در فرایند تصمیمسازی این کشورها موثر باشند.
کریدور زنگهزور؛ از پروژه آمریکایی تریپ تا نزاع در پارلمان ارمنستان
رهبر انصارالله یمن: طوفانالاقصی ضعف بنیادین اسرائیل را برملا کرد
وزیر امور خارجه آمریکا ادعاهای گذشته درباره باز بودن تنگه هرمز را تکرار کرد
کمک ۱.۲۴ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا به اوکراین برای خرید پهپاد
احضار سفیر فرانسه در تهران؛ اعلام اعتراض ایران به سرکوب اعتراضهای صنفی دانشآموزی
لاوروف: تبعات اقتصادی جنگ علیه ایران جهانی است
از حاشیه تا متن سیاست؛ مرزهای بحث درباره صهیونیسم در انگلیس جابهجا شد
پایان نشست مسکو بدون بیانیه نهایی؛ تأکید همسایگان بر توقف درگیری افغانستان و پاکستان
ازسرگیری پروازهای مستقیم هواپیمایی عراق به ایران از پنجشنبه
رئیس جمهور سومالی: تحت هیچ شرایطی حضور اسرائیل را در خاک کشورمان را نمیپذیریم
تعلیق خدمات کنسولی آمریکا در برزیل به دلیل نگرانیهای امنیتی
صنعا: ادامه نبرد برای رفع محاصره یمن ضروری است
گازپروم: اروپا در آستانه پاییز و زمستان دشواری قرار دارد
رئیس جمهور جنگطلب آمریکا گزافهگوییهایش درباره ایران را تکرار کرد
پوتین: هیچکس نمی تواند ملت روسیه را در هم بشکند
باد و باران شدید در ایرلند؛ ۱۸ هزار خانوار در خاموشی فرو رفتند
کتائب حزبالله: هواپیماهای جاسوسی و جنگی آمریکا همچنان در آسمان عراق هستند
هشدار روسیه درباره سناریوهای ناتو برای محاصره کالینینگراد
بانک مرکزی انگلیس درباره سرایت پیامدهای جنگ علیه ایران به بازارهای مالی هشدار داد
از تحریم تا تروریسم اقتصادی؛ روایت دیپلمات انگلیسی از جنایت واشنگتن
گروسی: توافق تازه هستهای با ایران میتواند سریع حاصل شود
دیدار فرماندهان نیروی زمینی عربستان و انگلیس در ریاض
پژوهشگر انگلیسی:جهان بهای تجاوز آمریکا علیه ایران را میپردازد/تحمل مردم نامحدود نیست
سناریوی کابوس؛ هشدار صهیونیستها درباره فلج شدن نیروی هوایی
سفیر عراق در تهران: فرودگاه نجف به روی پروازهای ایران باز میشود
اتمام حجت دیپلماتیک تهران در نیویورک
عراقچی: در صورت انجام اقدامهای مشخص از سوی آمریکا، آماده بازگشایی تنگه هرمز هستیم
دبیرکل حزبالله: فلسطین قطبنمای ما باقی خواهد ماند
دستاوردهای سید مقاومت در حمایت از غزه؛ شهیدی که فلسطین را زنده کرد
تعطیلی مدارس ریاض در بحبوحه تنشهای منطقهای و درگیری با یمن
نظراتی که حاوی تهمت یا افتراست منتشر نمیکند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت لاتین (فینگیلیش) خودداری کنید.
تمامی حقوق این سایت برای همه نیوز محفوظ میباشد. طراحی سایت